تبليغاتX
دغدغه

دغدغه

دغدغه های اقتصادی سیاسی توسعه ایران

 

 

ماجراي سخنراني پاپ از يك زاويه براي من جالب بود. آن هم نوع موضعگيري ها بود. در ايران همه اقشار و آحاد ملت بيانيه فرمودند و احتمالا يك تظاهرات هم به دعوت سازمان تبليغات اسلامي برگزار مي شود. البته بعد از اين كه همه كشورها تظاهرات برپا كردند.

موضع رسمي ايران تنها احضار سفير واتيكان در تهران و اعلام مراتب اعتراض دولت ايران بود. اين در حالي است كه مراكش سفير خود از واتيكان را فراخواند.

قصد ندارم ميان اين موضع گيري ها قضاوت كنم اما وقتي به رويدادهاي مشابه مانند كشيدن كاريكاتور پيامبر (ص) در دانمارك و برخي كشورهاي اروپايي نگاه مي كنم متوجه مي شوم در ساير كشورها موضع گيري ها صرفنظر از درستي يا نادرستي سريع و از متن جامعه برمي خيزد اما در ايران آخر از همه و از سوي حكومتي ها ابراز مي شود.

چرا مردمي كه اين قدر نيمه شعبان را مجلل برگزار مي كنند در برابر توهين به پيامبرشان شل و ول موضع مي گيرند و غيرت ديني شان تحريك نمي شود؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 9:42  توسط علیرضا خدادوست  | 

 

 

روز گذشته آقاي خوش چهره از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم گفته بود : " دولت و مجلس شجاعت افزايش پلكاني قيمت بنزين را ندارند ".

گويا دولتي ها لايحه اي را تهيه كردند تا قيمت بنزين را به صورت پلكاني افزايش دهند. برنامه اي كه در دولت هاي قبلي اجرا مي شد و دولت جديد و مجلس هفتم با آن مخالف بودند و از طريق مخالفت هايي از اين جنس از توده مردم راي گرفتند. حالا پس از قريب 2 سال فهميدند يه من ماست چقدر كره داره ؟ و كشور اداره كردن مثل اداره كردن هيات و كاروان حج نيست و در سوداي بازگشت به همان رويه سابق اند.

 البته معلوم نيست كه شجاعت پذيرش اشتباه را داشته باشند همانطور كه يكي از خودشان گفته اين تصميم به شجاعت نيازمند دارد و من بعيد مي دانم در  وكيل الدوله ها كه اكثريت مجلس را اشغال كردند اين شجاعت وجود داشته باشد.

مسووليت ضرري كه از عدم افزايش قيمت بنزين در طي 2 سال گذشته بر خزانه ملت وارد شده برعهده چه كسي است؟ اصولا چرا بايد مملكت اين قدر بي ضابطه باشد كه تصميمات مهمي در اين اندازه كه مي تواند ميلياردها تومان خزانه ملت را دچار ضرر كند دستخوش سليقه هاي جناحي براي جلب نظر مردم در كوتاه مدت شود و فرآيند توسعه را مختل كند؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 9:10  توسط علیرضا خدادوست  | 

وقتي تصاوير سخنراني خاتمي در كليساي جامع واشنگتن را ديدم همان احساس خوشايندي را پيدا كردم كه در سالهاي نخست رياست جمهوري اش در سفرهاي خارجي در ما ايجاد مي كرد.

استقبال ويژه شيراك از وي در كاخ اليزه ، سخنراني و پيشنهاد سال گفتگوي تمدنها در مجمع عمومي سازمان ملل ، سفر به عربستان و استقبال خاص ملك فهد و سفر به اسپانيا و ايتاليا و  ...

خاتمي پس از بازگشت از اين سفرها تبليغات نمي كرد و نگفت ديگران از سخنان او متعجب شدند يا هنگام سخنراني وي پلك نمي زدند. اما امروز معلوم مي شود كه آن سفرها چه تفاوتي با سفرهاي بعضي از مسئولان فعلي دارد.

سفر خاتمي و استقبال كم نظير از وي نشان داد اعتبار افراد به مسئوليت آنها نيست بلكه به شخصيت و دانش و اخلاق آنها هم وابسته است.

 اين نكته را رييس جمهور امريكا  فهميده كه شخصا دستور صدور ويزا براي وي را صادر كرده است اما بسياري از مسئولان ايراني كه مدعي هستند بهتر بوش مي فهمند اين نكات را در نمي يابند.

 شايد هم در مي يابند اما نفسانيات و حب و بغض هايشان باعث مي شود به جاي آن كه اين سفر را فرصت تلقي كنند به تخريب آن بپردازند.

هنوز هم كساني در ايران هستند كه نفس وجودشان مي تواند براي ما اعتبار جهاني كسب كند اگر شيفتگان قدرت مجالي براي حضور آنها فراهم كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 12:52  توسط علیرضا خدادوست  | 

 

 

اين روزها دولتي ها با دمشان گردو مي شكنند. اكثر رسانه ها مجيزشان را مي گويند. و آنها هم به مدد بازي با كلمات و واژه ها كه يكي از ابزارهاي حكومت هاي توتاليتر است مشغول تعريف از خدماتشان هستند. ان شاء الله مبارك مردمي باشد كه اين دولت را بر سر كار آوردند.

هفته گذشته تمام تريبون هاي نماز جمعه در اختيار دولتي ها بود ، اتفاقي كه در 8 سال يك بار هم نصيب دولت خاتمي نشد. چون آن جمعيتي كه سال هاي 76 و 77 شعار مي دادند " رييس جمهور ما ُامام جمعه ما " جزو مردم نبودند. بگذريم ...

خواستم در اين ايام كه دولت از افتخاراتش مي گويد من هم يكي از افتخارات اين دولت را كه چند روز پيش شنيدم برايتان نقل كنم تا عدالت خواهان مشعوف شوند.

چندي قبل به مناسبتي به يكي از موسسات خيريه در شمال تهران رفته بودم.

اين موسسه ،كودكان و فرزندان معلول را كه خانواده هايشان تمكن مالي براي نگهداري آنها ندارند سرپرستي مي كند. خانواده هاي اين كودكان عمدتا كارگران هستند.

پرچانگي نكنم. اين موسسه علاوه بر كمك هاي مردمي بخش عمده اي از هزينه هايش را از طريق كمك هاي دولتی تامين مي كرده كه پس از روي كار آمدن دولت جديد قطع شده و مديران مجبور شدند براي تامين هزينه ها سالن موسسه براي برگزاري مراسم مختلف اجاره دهند و از مردم خواستند تا اگر آزمايشي داشتند يا عكس راديو لوژي دارند و .... به اين موسسه مراجعه كنند تا بخشي از هزينه ها جبران شود.

در ليبرال ترين كشورهاي دنيا كه اقتصاد آزاد است و دولت ها سوبسيد نمي پردازند اين گروه از جامعه تحت پوشش دولت هستند اما در ايران عزيز سياستمداران عدالت پيشه تازه كار اين كمك ها را قطع كردند.      

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 9:36  توسط علیرضا خدادوست  |